پس از چند ماه اخطارهای وخیم و کشمکش های سیاسی برای شروع یک برنامه گسترده، دولت ایران یارانه های ناکارآمد و پرهزینه سوخت و دیگر کالاهای اساسی را کاهش می دهد؛ یارانه هایی که بار سنگینی بر اقتصاد دولت تحمیل کرده و سال ها بود که مجال پیشرفت اقتصادی را به دولت نمی داد.
    دولت توانست بر موانع سیاسی بر سر این تغییرات غلبه کند. تمایل دولت به پذیرش خطر نشان می دهد که شاید رئیس جمهور محمود احمدی نژاد که دور دوم ریاست جمهوری خود را سپری می کند توانسته تلخیِ اختلافات و شکست های داخلی و گسست های ناشی از انتخابات بحث برانگیز 2009 را از سر بگذراند و خود را در قدرت تثبیت کند. به گمان برخی تحلیلگران این ماجرا می تواند در گفتگوهای هسته ایِ برج جاری در ترکیه به ایران جایگاه متفاوتی ببخشد.

    کلیف کاپچان، یک مقام پیشین وزارت امور خارجه که اکنون در واشنگتن مدیر گروه پژوهش «اوراسیا»ست می گوید: «موفقت های اولیه دولت در حذف یارانه ها اعتماد به نفس رژیم را به طور کلی افزایش خواهد داد.» وی گفت: «چنین چیزی آنان را در گفتگوهای هسته ای مدعی تر خواهد کرد. ولی مهم تر این که، یک حکومت متحد و با اعتماد به نفس برای رسیده به توافق های اولیه از جایگاه بهتری برخوردار است.»

    وزیر امور خارجه هیلاری رادهام کلینتون به تازگی گفت که تحریم های بین المللی، روند برنامه هسته ای ایران را کاهش داده، و به نظر می رسد که محدودیت های به کار گرفته شده بخش هایی از اقتصاد را مختل کرده باشد، به ویژه بانکداری و صنایع مربوط به صادرات را.» ولی به نظر نمی رسد که تحریم نیروی پیش برنده اصلاحات یارانه ای باشد.

    درآمد ناشی از تبادلات خارجی ایران نیز پس از افت بهای نفت در سال های اخیر دچار کاهش شد. بهای نفت پس از یک دوره افزایش، افت کرد و فشار بودجه بیشتری را به اقتصاد ایران تحمیل نمود. ولی تهران از مدت ها پیش در صدد حذف یارانه ها بود- به ویژه قطع یارانه نفت؛ حتا در دولت اصلاحات، در زمان رییس جمهور محمد خاتمی.

    منطق ایجاب می کند که: قیمت هایی که به صورت مصنوعی پایین نگه داشته شده اند موجب افزایش «مصرف» می شوند می شوند و نفت کمتری برای صادرات و درآمد ناشی از آن باقی می ماند. هر چه بهای نفت بیشتر شود، «هزینه فرصت» اقلام صادرنشده بیشتر می شود. با این همه، زمان بندی بر اساس ملاحظات سیاسی و اقتصادی اجرای طرح قطع یارانه ها تاکنون هیچ گاه مناسب نبوده است.

    اکنون که دولت فشار اقتصادی را حس می کند، اجرای برنامه قطع یارانه ها نشانی بر قدرت سیاسی مجری طرح است که از پسِ موجِ مخالفت های پس از انتخابات 2009 برآمد و چشم از جناح محافظه کار برنگرفت؛ جناحی که اقتدار آقای احمدی نژاد را به چالش کشیده بود.

    که وان هریس، فارغ التحصیل دانشکده جان هاپکینز که بیشتر درباره سیستم اقتصادی و رفاه ایران می نویسد، معتقد است: «حذف یارانه ها طرحی بود که دو دولت پیشین نیز می خواستند آن را به انجام برسانند ولی نمی توانستند. اکنون که آزادی خواه ها از متن حکومت به حاشیه رانده شده اند، احمدی نژاد چون هر سیاستمدار خوب دیگر، محبوب ترین ایده های جبهه روبرو را به اجرا می نهد و از آن بهره می جوید.»

    تاکنون به نظر می رسد که موفقیت طرح حذف یارانه ها به ارزیابی دوباره ای از آقای احمدی نژاد انجامیده باشد. در اسناد ویکی لیکس چهره ای عملگرا و هوشیار از وی منتشر شد؛ چهره ای که بیش از آن که تندروی و خشونتش هنگام فراخوان «محو اسراییل از نقشه جغرافیا» به چشم بیاید، چنین ترسیم شد که گویی با نیروهای واپس گرا در دولت به مبارزه برخاسته. بر اساس یکی از همین اسناد، در اکتبر 2009 وی هنگام گفتگوهای اتمی معتقد به سازش است و حرفی ندارد که اورانیوم غنی شده مطابق طرح ایالات متحده به خارج از ایران فرستاده شود. و در خلال اعتراضات پس از انتخابات 2009، شایع شده که وی معتقد بوده که آزادی رسانه ها باید بیشتر شود؛ تا جایی که فرمانده سپاه پاسداران به وی سیلی می زند و فریاد می کشد که «این بلوا را تو به پا کرده ای!»

    بر اساس گفته صندوق بین المللی پول، حذف یارانه ها که از ماه پیش آغاز شد و بهای بنزین را از بشکه ای 38 سنت ناگهان به 1.44 دلار رساند، سیستمی است که سالانه 4000 دلار برای هر خانوار متوسط ایرانی هزینه برجا می نهد. در حالی که سهمیه بندی ماهیانه 16 بشکه نرخ دولتی بیشتر رانندگان بخش عمده ای از سوخت خود را با نرخی بالاتر یعنی 2.64 دلار برای هر بشکه تامین می کنند که به طور معناداری بیشتر از نرخ 1.80 دلاری است که مردم در همسایگی آنان یعنی در دبی پرداخت می کنند.

    در هفته های اخیر یارانه آرد، آب و سوخت دیزل نیز کاهش پیدا کرد. ولی گزش قیمت ها به آن اندازه نبود که خشم مردم را چون دفعه پیش هنگام افزایش بهای سوخت در سال 2007 برانگیزد. بارِ پیش، شورش مردمِ به خشم آمده به سهمیه بندی بنزین انجامید. اکنون بهای نان سه برابر شده و دولت معتقد است که آب پیش از این عملا رایگان بوده و اکنون بهای آن تنها بین 10 تا 85 سنت برای هر متر مربع (بر اساس معیار تصاعدی و بسسته به اندازه مصرف) محاسبه خواهد شد.

    دولت می گوید که این تنها گام نخست برنامه ای است که نامش را «طرح دگرگونی اقتصادی» نهاده. این برنامه اصلاح سیستم بانکی را نیز در بر خواهد داشت و تغییرات گسترده ای نیز در انتظار نظام مالیاتی و گمرک و بیش از همه خصوصی سازی صنایع دولتی خواهد بود. و با گزارش هایی که مقامات از کم شدن مصرف بنزین، آرد، سوخت دیزل، حتا پیش از بالا رفتن بهای این اقلام- گزارش می کنند، آقای احمدی نژاد باید بسیار شادمان باشد.

    وی هفته پیش در سخنرانی اش گفت: «به اعتقاد من امام زمان تمام این برنامه را رهبری کرده و از آن پشتیبانی می کند.» وی از امام «غایب» شیعیان سخن می گوید، امام دوازدهم شیعیان که برای آنان مظهر عدالت و درستی است.

    اقتصاد دولت مدارِ ایران دیر زمانی است که گرفتار فساد، تورم و ناکارآمدی است و نرخ بیکاری به ویژه در میان جوانان بسیار بالاست. چنین مشکلاتی توانایی ایران را برای رقابت در بازارهای جهانی تحلیل برده است. پایان دادن به کنترل و دخالت دولت و همچنین برچیدن یارانه ها نخستین گامی بوده که برای احیای اقتصاد رو به مرگ این کشور پیش بینی می شد. اقتصادی که سازمان سیا رشد ضعیف 1.5 درصد در سال 2009 را برای آن برآورد کرد. تحلیلگران نرخ بیکاری و تورم را در حدود 20 درصد اعلام می کنند که این رقم نزدیک به دو برابر آمار رسمی اعلام شده دولت، یعنی 11.8 درصد و 12.2 خواهد بود.

    مصرف انرژی، مشخص ترین مکان برای شروع حذف یارانه بود. جمعیت ایران از زمان انقلاب اسلامی سال 1979 به دو برابر رسیده است ولی مصرف انرژی از آن زمان 5 برابر بیشتر شده است. دیگر کمتر ایرانی تحصیلکرده ای به نظریه خمینی گرایان باور دارد که «نفتِ مجانی حق مردم است. زیرا آنان در کشور خود صاحب نفت اند.»

    با این همه تا امروز تلاش برای افزایش بهره وری انرژی عملا وجود نداشته. کارشناسان انرژی می گویند که تنها 3 درصد ساختمان های سراسر کشور از عایق مناسب برخوردارند و تاکنون برای مردم بسیار عادی بوده که با وجود روشن بودن بیست و چهارساعته دستگاه های گرمایشی، پنجره ها را نیز برای عوض کردن هوا باز بگذارند. مقامات دولتی اتلاف انرژی را 30 میلیارد در سال برآورد می کنند.

    فریبا 28 ساله، کارمند، می گوید: «همیشه عادت داشتم تمام چراغ ها را روشن بگذارم زیرا از خانه روشن خوشم می آمد.» وی ادامه می دهد: «ولی اکنون این شیوه را تغییر داده ام. به گمانم به این خاطر باشد که در رادیو و تلویزیون در این باره خیلی صحبت می کنند.»

    بخشی از اثر حذف یارانه ها با پرداخت 40 دلار ماهیانه به مردم تعدیل شد که دولت می گوید که به 60 میلیون ایرانی این مبلغ را پرداخت می کند. در اواخر اکتبر برای دو ماه اول این مبلغ به بانک ها سپرده شد، ولی تا اواسط ماه پیش (دسامبر) مردم نمی توانستند از حساب خود برداشت کنند.

    یک اقتصاددان ارشد موسسه مالی دولتی که مقامات دولتی را «روانشناس اجتماعی» می داند و آنان را به خاطر آماده کردن ذهن مردم برای پذیرش حذف یارانه ها ستایش می کند، می گوید: «مردم برای برداشت (مبلغ معادل) 40 دلار چنان هیاهویی به راه انداخته بودند که گویی قرار است 40 هزار دلار دریافت کنند. وی به خاطر این که اجازه نداشت با گزارشگران گفتگو کند نخواست نامش فاش شود.

    وی می گوید: «با پرداخت این پول به حساب مردم، بدون این که اجازه خرج کردن آن را داشته باشند، به گونه ای اشتیاقِ شروع برنامه حذف یارانه ها را پیدا کردند.»

    به نظر می رسد که مردم از این طرح پیشواز کرده اند. شهلا 50 ساله، آموزگار و دارای دو فزرند که از ترس مقامات، چون دیگران نخواست نامش فاش شود نیز در شمار آنان است. وی مدتها به همه سیاست های دولت انتقاد داشته. ولی می گوید: «ما در خلال چند ماه گذشته بسیار اقتصادی عمل کرده ایم.» می افزید: «شنیده ام که خوب است و کمک می کند که به بازارهای جهانی وارد شویم.»

    می گوید که دیگر تنها برای شستشوی حجم زیاد لباس، ماشین لباس شویی را روشن می کند و افراد خانواده را مجبور کرده که در زمستان به جای روشن کردن شومینه گاز سوز، لباس گرم تر بپوشند.

    یک مدیر مالی کارخانه متوسط ساخت لوله های فولادی در خلال گفتگویمان در خانه اش، به دخترش گفت که دو تا از لامپ های اتاق نشیمن را خاموش کند و سپس توضیح داد که حذف یارانه ها در تراز مالی کارخانه خودش را دارد نشان می دهد.

    هزینه های ترابری شهری از ماه گذشته و با قطع یارانه سوخت دیزل، 20 درصد افزایش یافته اند. وی انتظار دارد که در صورت ادامه یافتن حذف یارانه ها قبض برق این ماه نیز نزدیک سه برابر بیشتر از آخرین مبلغ باشد. ولی وی می گوید که این تازه ترین نشانه های فشار مالی است که وی از سال گذشته تاکنون با آن روبرو بوده است.

    همین مدیر مالی می افزاید که امسال حتا پیش از شروع برنامه اصلاح یارانه ها قیمت های اعلام شده برای خط تولید 15 درصد افزایش نشان می داد. قیمت ماده خام اصلی این کارخانه، یعنی قراضه فولاد به نسبت سال پیش نزدیک به دو برابر زیادتر شده است. اما با وجود هزینه های بالا و انتظار شوک های بیشتر، مدیرمالی این کارخانه منطق این طرح را به طور کامل می پذیرد و می گوید رقابت «واقع بینانه» ای را باعث خواهد شد.

    پس از صرف شام درخانه ساده اش در حاشیه غرب تهران می گوید: «از خیلی سال پیش می دانستیم که قیمت ها باید به حالت عادی برگردند. خیلی وقت پیش باید این اتفاق می افتاد.»

    می گوید: «باید این اتفاق بیفتد وگرنه هیچ وقت بهای واقعی مواد خام را نخواهیم دانست.»

    بسته به این که دولت ایران تا چه اندازه بتواند از پسِ اثرِ شوک قیمت ها بر مردم بر آید، اصلاحات یارانه می تواند برای راست گرایان جدید حاکم بر ایران، پیروزی به شمار رود؛ این یعنی موفقیتی برای احمدی نژاد، به ویژه اکنون که وی تقریبا تمام اصلاح طلب های شکست خورده را از صحنه سیاست ایران به حاشیه رانده است.


    از: ویلیام یونگ

    در نیویورک تایمز

    دسته ها: Uncategorized

    یک دیدگاه بگذارید