گزارش اختصاصی: فائقه اشکوری –

    می گویم دوشنبه می آیم و این کلمه برای وکیل هلسینکی جالب است. تلفظش می کند و می پرسد دوشنبه یعنی «مون دِی؟» می گویم بله. و خاطر نشان می کند که این کلمه را یاد گرفته، شاید به خاطر شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان و نمی فهمد چه شده که در زبان فارسی نام یکی از روزهای هفته است. به من توصیه می کنند که در محیط اردوگاه با کسی زیاد حرف جدی نزنم و دوربینم را در نیاورم تا مایه دردسر نشود. و می گویند که درخواست گفتگو با تصمیم گیرندگان اداره امور پناهجویان ایده کاملا مزخرفی است: «چند ماه طول می کشد تا در نهایت جواب منفی بگیری» و به نظرم می رسد که لابد یک مامور برایم می گذارند که مرا زیر نظر بگیرد.

    کمپ پناهنده ها جای خیلی تمیزی نیست، با کاغذ پفک و آت و آشغال هایی که زیر توریِ پنجره ها در همان دید اول به چشم می آید: ساختمانی بلوک سیمانی با پیشینه کمونیستی، رنگ و رو رفته و زهوار در رفته که به سمبه پر زور اتحادیه اروپا که بلغارستان اکنون بخشی از آن است، به تازگی رنگ و روی زرد روشنی به نمای بیرونی خود گرفته که با ساختمان های دیگر تفاوت فاحشی نداشته باشد. داخل ساختمان دست نخورده و همچنان خاکستری تیره بر همه چیز حکمفرماست. حومه شهر سوفیا، جایی نزدیک گورنابانیا- به معنی بالا حمام. هر چه باشد بدتر از زاغه های کولی نشین سوفیا نیست.

    متن کامل این گزارش در نسخه چاپی قابل دسترسی است.

    دسته ها: Uncategorized

    یک دیدگاه بگذارید